تعیین هدف فروش بدون شناخت ظرفیت تیم میتواند به فرسودگی، پیگیری سطحی و افت تجربه مشتری منجر شود. ظرفیت فقط تعداد کارکنان نیست؛ زمان مفید برای تماس و جلسه، کارهای اداری، پیچیدگی محصول، طول چرخه فروش و نیاز به هماهنگی فنی هم در آن اثر دارند. محاسبه ظرفیت باید با داده واقعی شروع شود.
زمان کاری را به زمان مفید تبدیل کنید
از ساعات کاری، زمان جلسه داخلی، ثبت اطلاعات، آموزش، استراحت و کارهای پشتیبانی را جدا کنید. سپس ببینید چه مقدار زمان واقعاً برای تعامل فروش باقی میماند. فرض نکنید تمام ساعت کاری به تماس با مشتری اختصاص دارد. اندازهگیری چند هفتهای، تخمین دقیقتری از برنامه ایدهآل روی کاغذ میدهد.
نوع تعامل و پیچیدگی را لحاظ کنید
تماس کوتاه، جلسه کشف نیاز و مذاکره قرارداد بزرگ زمان و آمادگی متفاوتی میخواهند. ظرفیت را بر اساس ترکیب واقعی فعالیتها بسنجید. اگر یک فروشنده هم سرنخیابی میکند و هم قراردادها را مدیریت میکند، باید هر دو نوع کار در برنامه دیده شود تا گلوگاه پنهان نماند.
ظرفیت را به قیف و هدف وصل کنید
با نرخ تبدیل واقعی تخمین بزنید چند تعامل برای رسیدن به تعداد قرارداد لازم است. اگر حجم لازم بیشتر از زمان مفید تیم است، یکی از فرضها باید تغییر کند: بهبود فرایند، افزایش منابع، تمرکز بر فرصتهای باکیفیتتر یا بازنگری هدف. صرفاً درخواست فعالیت بیشتر از تیم، محدودیت ظرفیت را حل نمیکند.
هر ماه بر اساس داده بازنگری کنید
مرخصی، فصلهای پرتقاضا، آموزش افراد جدید و تغییر محصول ظرفیت را جابهجا میکنند. برنامه را با دادههای جدید اصلاح کنید و کیفیت را کنار حجم بسنجید. ظرفیت بالاتر زمانی ارزش دارد که پیگیری و تجربه مشتری افت نکند و سودآوری همچنان قابل قبول بماند.
جمعبندی
برای اجرای این روش، ابتدا وضعیت فعلی کسبوکار را با دادههای موجود بررسی کنید، یک تغییر مشخص انتخاب کنید و نتیجه را در بازه زمانی مناسب بسنجید. از اجرای همزمان چند تغییر بدون ثبت نتیجه پرهیز کنید تا بدانید کدام اقدام واقعاً مؤثر بوده است. روش موفق را مستند کنید و با توجه به نیاز مشتریان و ظرفیت تیم بهروزرسانی کنید.